شناسهٔ خبر: 227309 - سرویس مسکن و شهرسازی
نسخه قابل چاپ

فراتر از مداخله در بافت؛

ضرورت استقرار «پارادایم نظری» در پروژه‌های مرمت بافت‌های تاریخی

هفت‌شهر نشست «مروری بر تجربه مرمت شهری» در خانه آفرینش‌های شهری ایران به فضایی برای نقد جریان‌های مسلط شهرسازی بدل شد و با حضور معاونین وزیر ضرورت تغییر رویکرد از «عمل‌گرایی صرف» به «نظریه‌پردازی مبتنی بر گفتگو»، بررسی شد؛ فراخوانی برای اینکه شهر، به مثابه‌ پیچیده‌ترین مصنوع تمدنی در پیوند میان معماری و ادبیات، بازخوانی و محافظت شود.

به گزارش پایگاه خبری وزارت راه و شهرسازی از شرکت بازآفرینی شهری ایران، در نخستین گام از سلسله نشست‌های تخصصی «هفت‌شهر»، خانه آفرینش‌های شهری ایران میزبان رویدادی با عنوان «مروری بر تجربه مرمت شهری» بود.

این نشست که با هدف ارتقای ادبیات بازآفرینی و ایجاد بستر تأمل درباره شهر برگزار شد، با حضور غلامرضا کاظمیان(معاون شهرسازی و معماری) و عبدالرضا گلپایگانی (مدیرعامل شرکت بازآفرینی شهری ایران) برگزار شد.

این رویداد که برای متخصصان، علاقمندان، دانشجویان و اساتید معماری و پژوهشگران حوزه مرمت به صورت رایگان برگزار شد، آغازگر فصلی بود که در آن چهار سرفصل اصلی شامل «درباره‌ی شهر»، «بازخوانی تجارب»، «شهرخوانی با رویکرد شهر تاریخی» و «سکونت، شهر و بازآفرینی» برای گفت‌وگو تدوین شده است.

شهر؛ از «دیدن» تا زیستن

حمیدرضا سپهری، سخنران اصلی نشست و از اساتید پیشکسوت مرمت، مباحث خود را با تبیین ماهیت شهر آغاز کرد. او شهر را «پیچیده‌ترین مصنوع انسان» خواند که در رابطه‌ای دوطرفه، همزمان  هم توسط انسان ساخته می‌شود و هم انسان ساز است.  

سپهری با استناد به تعبیر جلال ستاری، شهر را آینه‌ای صیقلی از مردمانش دانست؛ وی با ارجاع به ادبیات و خوانش متونی از خواجه عبدالله انصاری که «دیدار به شناخت آید و از دیدار شناخت آید»، و استناد به ابیات بابا افضل کاشانی «رو دیده به دست آر که هر ذره خاک / جامیست جهان نما، چون در نگری»، بر اهمیت «دیدن» به عنوان گام نخست شناخت شهر تاکید کرد.

وی همچنین با اشاره به ادبیات عارف قرن ششم و هفتم هجری قمری نجم‌الدین کبری شهر را آینه‌ای از جمال انسانها دانست.

در تبیین حیات شهر، سپهری مردم را «خون رگ‌های شهر» نامید و در تعریف سکونتگاه‌های غیررسمی تصریح کرد: این سکونتگاه‌ها، شکلی از سکونت خارج از رسمیت اما بخشی از واقعیت شهر هستند که باید با تدوین راهکارهای مشخص به آن‌ها پرداخت.

از آسیب‌شناسی ادبیات مرمت تا سیر تاریخی شهرسازی در ایران

سپهری با اشاره به تجربیات خود در مرمت شهرهای شیراز، یزد، اصفهان و کرمان، ادبیات فعلی مرمت را «نارسا» توصیف کرد و خواستار ورود جدی دانشگاه‌ها به این عرصه شد. او تاکید کرد که باید راهنماهای قدیمی و جدید را بازخوانی کرد و توجه تاریخی به مفاهیمی چون کاروانسراها، خانه های تاریخی، گذرهای واجد ارزش و ... را در شرح خدمات طرح‌های تفصیلی گنجاند.

او تاریخچه‌ای از تحولات شهرسازی ارائه داد: از سال ۱۲۸۴ و اولین ایده‌های میرزا عیسی وزیر برای تهران و آغاز خیابان‌کشی‌ها، تا سال ۱۳۴۲ که با حضور مهندس ایرج کلانتری، به دلیل نبود رشته شهرسازی، معماران و هنرمندان طرح‌ریزی شهرها را بر عهده گرفتند.

وی به طرح‌های جامع پیش از انقلاب (کاشان، یزد، شیراز) و تجربه فعالیت خود در دفتر فنی اصفهان (سال ۱۳۵۴) با خانم فقیه اشاره کرد و از سال ۱۳۵۶ به عنوان نقطه آغاز پرسشگری درباره شهر تاریخی یاد کرد.

وی بر ضرورت لایه‌لایه بودن شناخت و اهمیت «نقد ایده‌محور» به جای نقد فردی تاکید کرد.

سپهری تغییرات سبک زندگی (کوچک شدن خانه‌ها، افزایش کافه‌ها و تغییر تعاملات) به خصوص در تهران امروز را تحلیل کرد.

او خاطره‌ای از یک استاد کار مرمت نطنزی نقل کرد که معتقد بود «کار خوب را کارفرمای خوب پیش می برد».

وی نتیجه گرفت که نباید شهر قدیم را فراموش کرد، چرا که این آغاز شکل‌گیری شهروندی جدید است.

دیالکتیک حفاظت: فراتر از نوستالژی، به سوی نظریه

در قسمت دوم این نشست، فرامرز پارسی در مقام منتقد و شاگرد، با سپهری به گفت‌وگو نشست. او با اشاره به اینکه جریان شهرسازی اولیه در ایران، با عدم انطباق با مفاهیم شهر تاریخی روبرو بود، به تخریب بافت‌های تاریخی توسط دانش آموختگان فرنگ‌رفته اشاره کرد (نمونه خیابان جمهوری).

پارسی یادآور شد که جریان ضدِتخریب و بازگشت به شهر تاریخی، با پیروزی انقلاب و رویکرد پست‌مدرنیست‌ها تقویت شد.

پارسی تاکید کرد: ما امروز تجربیات بی‌نظیری داریم که باید از حالت منفعل خارج شده و به «نظریه» تبدیل شود.

وی با ارجاع به کتاب حاج سیاح که زیبایی اروپا را «بهشت» خوانده بود، هشدار داد که این «شیفتگی» معماری اروپا سالها مانع از دیدن واقعیت‌های معماری ایرانی شده بود.

پارسی با اشاره به تجربه زیسته ۶۵ هزار ساله «هوموساپینس» در لرستان، آن را گواه تجربه غنی پیشاتمدنی ایران دانست و تصریح کرد: قرن بیستم، قرنِ «نوآوری» بود و قرن حاضر، قرنِ «حفاظت» است.

او هشدار داد که مدرنیته با ایده جهانی‌سازی، سمی برای «گوناگونی تاریخی» است. پارسی با نقد نگاه خطی مدرنیته به زمان، حفاظت را «گذر از توسعه کمی به کیفی» دانست و بر اهمیت «مستندسازی» به عنوان گام آغازین جهش فرهنگی تاکید کرد.

نشست «هفت‌شهر» با این نتیجه به پایان رسید که در ایران امروز باید با مستندسازی دقیق و نظریه‌پردازی بومی از دل گفتگوهای مستمر با اساتید صاحب نام حفاظت، مرمت و معماری، از معماری غنی ایرانی در سیستم پیچیده فرهنگی و تاریخی ایران حراست کرد.